زنان و اشتغال

اشتغال زنان، بایدهاونبایدها

منابع مقاله:
فصلنامه شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، شماره 3، ؛


مقدمه

زن و شخصیت او در طول تاریخ، همواره دستخوش بی مهری ها و ناملایماتی در تفکرات مختلف قرار گرفته است، به طوری که می توان آن را به دو بخش جاهلیت قدیم و جاهلیت قرن بیستم تقسیم نمود. در جاهلیت گذشته، زن به منزله یک عنصر زاید، فاقد ارزشهای انسانی قلمداد می شد و تاریخ گواه است که چگونه مورد غضب، تنگ نظریها و عقاید خرافی قرار می گرفت و از کمترین مواهب زندگی محروم بود و در عصر جاهلیت قرن بیستم نیز با اندک تغییری مورد همان بی مهری ها و تحقیرها قرار گرفت؛ تا آن حد که او را در بسیاری از عرصه ها برای ارضای پست ترین خصلت ها و هوس های مادی بشر مورد سوء استفاده قرار دادند، و محور ارزشگذاری شخصیت زن براساس الگوهای غربی جاذبه های ظاهری او گردید، همان الگویی برخاسته از الگوی باستانیِ رومی، یونانی که زن را وسیله ای برای تکیّف و التذاذ مرد می دانست و امروز هم مدعیان غربی تلاش می کنند جاهلیت خود را بر معرفت عالم غلبه دهند و هرکجا ایده ای را که با هدف گیری و مبانی پذیرفته شده آنان به مخالفت برخیزد، تحمل نکنند و همچنان قالبهای فکری، اخلاقی، اجتماعی خودشان را درخصوص زنان القا نمایند. چنین سیاستها و عملکردها نتیجه یی جز فرو ریختن ارکان فضیلت و اضمحلال خانواده و تشدید خشونت علیه زنان و تحقیر و فشارهای گوناگون شغلی، اجتماعی و خانوادگی تحت عنوان آزادی و دفاع از حقوق بشر نبوده است و در نظام منحط ستم شاهی نیز با تأسی به این الگوها زنان را برخلاف مسیر فطرت و طبیعت و کرامت و شأن انسانی به فعالیتهایی کشاندند که هدفی جز مسخ هویت فرهنگی و ملی زنان به دنبال نداشت؛ تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری فرزندی پاک از سلاله ی فاطمه علیهاالسلام بر مبنای مکتب حیات بخش اسلام به وقوع پیوست و آفتاب اسلام از افق ایران طلوع کرد. امام آمد و در اوج جاهلیت مدرن با سلاح اخلاق، تدبیر، عرفان و علم و با تأسی به جدش رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، شخصیت مخدوش شده و ارزش پنهان زن را احیاء نمود، ارزشی که چون آتشی، زیر خاکستر خرافات و تبلیغات گمراه کننده مخفی مانده بود، ارزشی که در غل و زنجیر ظواهر و تبلیغات فریبنده ی بیگانگان و تعصب ناآگاهان، دوره اسارت خویش را می گذرانید، به همت و تلاش، نهضت مقدس آن روح خدا پایه گذاری شد و زن از بند این اسارتها آزاد شد و سر در گرو عبّودیت خدا گذاشت و پیشانی تسلیم در برابر او به خاک سایید. امام بزرگوار (ره) زن را با حفظ موقعیت و نقش های مختلف خانوادگی و نیز کرامت و منزلت انسانی او در جامعه مطرح نمود و در مرکز فعالیتهای سیاسی و اجتماعی قرار داد و پرچم بسیاری از فعالیتهای اجتماعی را بدست آنان سپرد و فرمود: «از دیدگاه اسلام زن و مرد هر کدام دارای هویت انسانی و استقلال ذاتی بوده و زنان را به رهبری خود قبول دارم و رشد و پیشرفت کشور بدون حضور اجتماعی زنان به پیروزی و اهداف خود نخواهد رسید»، لذا اختلاف جنسیت نمی تواند موجب برخورداری و یا محرومیت یکی یا دیگری از پاره ای مسایل چون شرکت در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ایفای وظیفه گردد.

جامعه همانطور که به خدمت مردان نیازمند است، به خدمات زنان نیز در بعضی از مشاغل احتیاج بیشتری دارد. حضرت امام در پاسخ به سؤالات عده ای از خواهران در پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی مختلف نظیر خدمت به انقلاب در سپاه، آموزش فنون نظامی، حضور در بافت اجرایی و تقنینی کشور، حضور در صحنه های آموزشی و... می فرمایند با حفظ جهات شرعیه هیچ کدام اشکال ندارد. همچنین فرزند صالح ایشان مقام معظم رهبری فرمودند که «تلقی اسلام از زن و مرد این است که هر دو از اجزای اتم نظام آفرینش هستند، و اگر جوامع بشری شناخت درستی از جایگاه، اهداف خلقت و وظایف زن و مرد در طبیعت بشری بدست آورند و آن را درست بکار گیرند، نظام الهی به طور کامل تحقق پیدا خواهد کرد و بشریت از فیض همگنی، همکاری و همایش صحیح مرد و زن بهره های فراوانی خواهد برد. زیبایی و کامل بودن چهره ی بشریت منوط به قرار گرفتن زن و مرد در جایگاه واقعی خود در قلمرو زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی می باشد که ایفای این نقشها باعث تکمیل عالم وجود و راز تداوم نظام حیات بشری است، و این همان حکمت الهی است. زن و مرد براساس دیدگاه حکمت الهی در قلمرو زندگی اختصاصی و خانوادگی وظایف خاصی را برعهده دارند و در قلمرو زندگی و فعالیتهای اجتماعی، مسئولیتهای مشترکی را از طریق اعمال توانایی های خود انجام می دهند» و نیز درباره فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی فرمودند: «از نظر اسلام میدان تلاش و فعالیت برای زنان کاملاً باز است و اگر کسی بخواهد با استناد به بینش اسلامی زن را ازکارهای علمی و تلاش اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محروم کند، برخلاف حکم خدا سخن گفته است» البته ایشان با بیان وجوه مختلف فعالیت و تکالیف زنان، ضمن اینکه نقطه نظرات افراطی و تفریطی در مورد آنان را بی اساس دانسته به لزوم مشارکت جدی در همه عرصه ها تأکید کرده و شرط حضور زن را در مشارکت اجتماعی، «فراغت»، «شوق و علاقه»، «نیرو و توانمندی» و «نیازهای جامعه» ذکر کردند و با این بیانات سدهای ساختگی ناشی از سلیقه های شخصی و فردی بر سر راه مشارکت و فعالیت جدی و گسترده زنان را شکستند و تحمیل و تحدید کار زنان و فعالیتهای اجتماعی آنان را مردود دانسته و البته ابزار حضور زن در این عرصه ها را افزایش سطح دانش، خردمندی زنان، پرهیز از تجمل گرایی، نوگرایی و مدگرایی توصیف کردند، و معتقدند که زنان باید قدر گوهر انسانی و وجودی خودشان را بدانند و سوق دادن زنان به سوی تجمل گرایی و تبدیل ساختن او به یک وسیله مصرف و الگوپذیری از غرب ظلم و ستم بزرگی است که زنان را ازاهداف تکاملی شان که خداوند آنان را برای آن خلق کرده است باز می دارد. بنابراین می توان به طور قاطع گفت که اسلام به هیچ وجه نه تنها مانع حضور اجتماعی و اشتغال زنان نمی باشد، بلکه باید زمینه حضور متناسب با شئونات زن مسلمان و حفظ حریم الهی عفاف و تقوی، تنظیم روابط در حد ضرورت، عدم مغایرت شغلی با ویژگیهای فطری و طبیعی زن و عدم استهلاک نیروی زنان را فراهم نماید.

دیدگاه اسلام درباره اشتغال و فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان

دیدگاه اسلام در مورد اشتغال و فعالیت اجتماعی، اقتصادی زنان نیز تابع نگاه جامع و همه سونگر این دین به جایگاه انسانی و نیازها و مصلحت های فردی و اجتماعی انسان با در نظر گرفتن اهداف کلی خلقت می باشد. چنانچه این نگرش را در تعالیم قرآن کریم و سایر متون اسلامی شاهدیم. نظیر:

1 حق مالکیت زنان بر اموال خود

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: للرجالُ نصیبٌ ممّا اکتسبوا و للنساء نصیبٌ ممااکتسبن)

مردان از آنچه کسب کرده اند بهره مندند و زنان نیز از آنچه کسب کرده اند بهره مند می باشند، یعنی همانگونه که اگر مردان در اثر تلاش چیزی تحصیل کنند می توانند مالک آن شوند، زنان نیز اگر مالی بدست آورند مالک آن خواهند بود. پس این مسئله، نشان می دهد که خداوند تبارک و تعالی 1400 سال قبل حقوق اقتصادی و استقلال مالی زنان را به رسمیت شناخته است؛ در صورتی که زنان غرب از سال 1920 به بعد اجازه ی دخل و تصرف در اموال شخصیشان را گرفتند. همان طوری که اشاره رفت در این آیه کریمه، حلال بودن اکتساب و تحصیل درآمد مفروض گرفته شده است.

2 تشوق زنان و مردان به فعالیتهای اقتصادی

اسلام علاوه بر صدور مجوز در مورد کسب مال و تحصیل درآمد، همگان را به حضور فعال در صحنه های اقتصادی و اجتماعی دعوت و تشویق نموده است، و یا آیاتی که مردم را به آبادانی زمین تشویق نموده است (هو انشأکم و من الارض و استعمرکم فیها) که در این موارد، صرفا مردان، مخاطب قرآن نیستند بلکه مجموعه مسلمانان و یا انسانها مورد توجه قرار گرفته اند و همگی به طلب فضل الهی که تحصیل درآمد، یکی از مصادیق آن است، دعوت شده اند و مسلما اشتغال، یکی از مهمترین راههای کسب مال بوده و از مصادیق بارز فعالیت اقتصادی است.

البته از نظر اسلام وظیفه سنگین اداره مالی خانواده برعهده مرد است، و زن در قبال مشکلات اقتصادی خانواده و هزینه های آن شرعا مسئولیتی ندارد، هرچند ازنظر اخلاقی پسندیده است که در صورت امکان در این امر مشارکت نماید و سرپرستی مردان نسبت به زنان در خانواده مانع بهره مندی زنان از حقوق فردی و اجتماعی و استقلال در حفظ و دفاع از این حقوق و تصرف در اموال و املاکشان نیست.

اسلام در مورد فعالیت اجتماعی زنان به طور عام و اعمال مدیریت آنها به طور خاص، در عرصه های مختلف با شواهدی که در قرآن مجید و سیره حضرت رسول صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام و در طول تاریخ اسلام وجود دارد، تأکید نموده است. مهمترین شاهد و تأییدی که بتوان بر قدرت و توانایی زن در اعمال مدیریت ارائه داد، آیاتی از سوره نحل پیرامون فرمانروایی ملکه سبا است. زنی که حاکم بر سرزمین خود بوده است و زنی مدیر، مدبر، حکیم و فرمانروا و اهل مشورت و خردمند است که پس از لبیک به دعوت حضرت سلیمان و هدایت یافتن، خداپرست می شود.

همچنین فعالیتهای سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام در ارتباط با مهاجرین و انصار برای دفاع از حق ولایت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام شاهدی دیگر است. ایشان بعنوان یک سیاستمدار و یک مدیر آگاه و مسؤول با در نظر گرفتن صلاح و سلامت حاکم بر روح جامعه و حفظ موازین شرعی حضور مستمر خود را در صحنه های انقلاب حفظ می کرد و برای بیعت گرفتن و اثبات حقانیت ولایت، بارها با مهاجرین و انصار ارتباط پیدا می کرد و هر موقع که ضرورت می دید در اجتماع حضور می یافت و از حریم اسلام و تحریف و یا تصرف در احکام اسلام جلوگیری می نمود.

زنان دیگری چون حضرت خدیجه علیهاالسلام در رسالت و امامت حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در امر امامت جامعه و همراهی حضرت زینب علیهاالسلام و ام کلثوم علیهاالسلام در سفر پر خطر کربلا و قافله سالاری کاروان اسیران با مدیریت حضرت زینب علیهاالسلام علی رغم حضور امام سجاد علیه السلام ، از نظر چنین پشتوانه های عمیق در تاریخ اسلام و وجود شواهد و نمونه های بسیاری در تاریخ اسلام که همگی زمینه ساز حضور زنان در صحنه های مختلف انقلاب بود؛ به طوری که زنان در پیروزی نهضت اسلامی ما به رهبری حضرت امام(ره) با تأسی به چنین الگوهایی پیشگام صف مرصوص مردان شدند. آنگونه که حضرتش فرمودند: «اگر زنان نبودند این انقلاب به ثمر نمی رسید» و یا در هشت سال دفاع مقدس تلاش و اعمال مدیریت و حضور زنان در صحنه های پشتیبانی جنگ و جبهه از یک طرف و تشویق و ترغیب فرزندان و همسران خود از طرف دیگر، عامل خلق حماسه های جاوید مردان شدند.

اما متأسفانه با وجود چنین مبانی و دیدگاه غنی اسلام و رهبران بزرگوار نسبت به نقش و ضرورت حضور اجتماعی بهینه زنان و تحقق این نگرش در افق حاکمیت نظام اسلامی در استفاده از این توانمندی و بنای فکری هنوز آنگونه که باید نرسیده اند. و شاید زنان نتوانسته اند به مسئولیتها و حرفه های مناسب و مورد نیاز جامعه دست یابند. که این مسئله نیازمند تحولی بیش از این در نگرش و بینش مسئولین و آحادجامعه در درجه اول و سپس تحول در عملکرد آنان نسبت به زنان است؛ تا زمینه استفاده و بکارگیری زنان در مدیریت های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بیش از گذشته فراهم گردد. نکته قابل توجه در راستای تغییر نگرشهای فاقد اصالت درخصوص بکارگیری زنان در مشاغل و مدیریتهای مختلف، کسب تخصص، دانش و کارآیی لازم و تقویت اعتماد به نفس و اثبات این توانایی در عرصه های مختلف توسط خود زنان می باشد. عنایت به افزایش آمار دختران دانشجو در سالهای پس از انقلاب در دانشگاهها و کسب تخصص های مختلف گامی اساسی در رفع این نقیصه خواهد بود، و پشتوانه های نظری لازم برای احراز مشاغل و راهیابی به سطوح بالای مدیریتی توسط زنان کسب گردیده است و باید زمینه برای کسب تجربه در حیطه عمل هم فراهم گردد. لذا تا زمانی که مسئولیت و مشاغل مناسب به زنان واگذار نشود، نمی توان از آنها انتظار تجربه مدیریتی سطح بالا را داشت، البته لازم است براساس واقعیات موجود و اعتراف مسئولین سطوح بالا، به ویژگیها و مشخصات بارز زنان نظیر دقت، صداقت، تعهد، مسئولیت پذیری و خستگی ناپذیری و پشتکار که می تواند بعنوان عامل مهمی در احراز پست های مدیریتی باشد، اشاره نمود.

در سراسر دنیا نیز زنان از نیل به موقعیتهای کلیدی در پستهای مهم مدیریتی و حضور در بخشهای عمده خصوصی بازمانده اند و توانایی هایشان در این عرصه ها نادیده گرفته شده است. زنان بیش از 40% نیروی کار دنیا را تشکیل می دهند با این وجود سهم آنان از رده های عالی مدیریتی به گونه ای غیرقابل توجیه و اندک است، در این میان تنها درصد ناچیزی از زنان می توانند از این مقطع عبور کنند و قدم به مقاطع عالی بگذارند، علاوه بر این نابرابریهای شغلی میان زنان و مردان در غرب در قرن حاضر در بازار کار، زنان را با تبعیضات بسیاری مواجه ساخته است. آنها نسبت به مردان در مشاغل مشابه مزد کمتری دریافت می کنند و این امر باعث دور نگهداشتن زنان از مشاغل حرفه ای پردرآمد و راندن آنها به سوی مشاغل خدماتی و غیرفنی و ساده شده است. آمار نشان می دهد که در دهه 1980 در کشورهای توسعه یافته در میان حرفه های کم درآمد و ابتدایی، نسبت زنان به مردان در میان مستخدمین خانه ها98%، پرستارها97%، معلمین مدارس ابتدایی85%، کارکنان ساده72% و امور خدماتی58% را زنان برعهده داشته و علی رغم صدسال کوشش و مبارزه و جنبش های زنانه در عرصه حضور در آموزش عالی، تعداد زنانی که در سال 1974 موفق به اخذ درجه دکترا در رشته های مختلف نایل گردیده اند، فقط 19% درصد مردان بوده است.

مشارکت زنان و توسعه نیروی انسانی

اگر توسعه را فراتر از مفهوم اقتصادی صرف آن و به معنای توسعه فراگیر انسانی در حوزه های مختلف فرهنگ، سیاست و اقتصاد بدانیم، ملاحظه خواهیم کرد که توسعه امری کمّی نبوده بلکه رشد هماهنگ کیفی و کمّی و یکپارچه یک جامعه در ابعاد مختلف می باشد و غایتی است که انسانها در آن جامعه براساس یک جهان بینی الهی به کرامتهای اخلاقی و انسانی برسند و با این تعریف، زنان از یک طرف خود بعنوان نیمی از پتانسیل و نیروی فعال جامعه و از طرف دیگر با ایفای نقش و محوریت آنان در تربیت نیروی انسانی در خانواده و اجتماع بعنوان شاه کلید توسعه می توانند بر ابعاد کمی و کیفی توسعه تأثیرگذار باشند. امروز در عرصه ملی و بین المللی محورهایی را که بعنوان معیار ارزشیابی برای توسعه هر کشور به طور خاص مورد توجه قرار می دهند، چگونگی برنامه های محرومیت زدایی و توسعه، نسبت مشارکت اجتماعی و اشتغال زنان و جایگاه زنان در تصمیم گیریهای توسعه ملی و... می باشد. رشد فرهنگی اجتماعی هر جامعه بعنوان بخشی از توسعه در گرو تربیت هرچه بیشتر نیروهای ماهر و متخصص می باشد و ضروری است که علل کمبود نیروی کار ماهر شناسایی و با برنامه ریزیهای صحیح آموزشی و اقتصادی آنها را برطرف ساخت. امروزه رشد اقتصادی جامعه رابطه مستقیمی با نرخ فعالیت افراد دارد. به طوری که در کشورهایی که نرخ رشد فعالیت زنان کمتر می باشد، بازده فرهنگی، تربیتی و اقتصادی کمتری مشاهده می شود. با این حساب زیربنای توسعه هر کشور آموزش و پرورش است و رابطه تنگاتنگی میان درصد با سوادی زنان و منافع اجتماعی اقتصادی جامعه وجود دارد، هرگاه زنان یک کشور مورد بی توجهی قرار گیرند، آن ملت سیر قهقرایی طی می کند و عقب ماندگی های جهان سوم بیشتر مربوط به محدودیتهای تحصیلی و کمبود افراد متخصص است؛ زیرا قابلیت های انسانی آنها توسعه نیافته است. تحصیل زنان باعث ارتقاء آگاهیهای فرهنگی و اجتماعی و از طرفی باعث کاهش مرگ و میر، تحدید نرخ رشد جمعیت، استفاده صحیح از منابع اقتصادی و فرهنگی در داخل منزل و بیرون، و مهمتر از همه در انتقال مفاهیم صحیح فرهنگی و ارزشی از نسلی به نسل دیگر و نهایتا ایجاد توسعه ی معنوی و اخلاقی می گردد. نکته اساسی تر، نقش تربیتی مادران در بهسازی محیط خانوادگی و اجتماعی، بعنوان مهمترین عامل خارجی در شکوفایی و رشد عوامل ذاتی فرزندان که خداوند به صورت تکوینی در وجود آنها قرار داده می باشد، به همین دلیل زنان مهمترین رکن توسعه محسوب می شوند. مقام معظم رهبری نقش زنان را در بازسازی حقیقی مادی و معنوی کشور و خصوصا توسعه نیروی انسانی بسیار مهم شمردند و فرمودند: «در دوران بازسازی کشور اسلامی که ملت و مسئولین درصدد آن هستند که ایران بزرگ را هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ نظم اجتماعی و هم از جهات معنوی بازسازی حقیقی بکنند، بیشترین تکیه بر نیروی انسانی است و نیمی از این نیروی انسانی و نیمی از جمعیت کشور بانوان می باشند. اگر بینش غلطی در مورد زنان وجود داشته باشد، بازسازی به معنای حقیقی و در سطح وسیع آن، شدنی نیست» معظم له شرایط مهم برای ایفای نقش زنان را در توسعه کشور منوط به دو مسأله می دانند و می فرمایند:

«یکی آگاهی کافی و لازم زنان از حقوق خود با اتکای والای دین اسلام و دیگری آگاهی افراد جامعه و مردان در کشور اسلامی که باید از نظر اسلام در مورد زن، حضور او در عرصه های مختلف زندگی، فعالیت زنان و تحصیل زنان و کار و تلاش اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و علمی، نقش زن در خانواده و نقش زن در بیرون از خانواده چیست»؟

بنابراین، زنان علاوه بر اینکه نقش اساسی در توسعه داشته و از فرآیند توسعه نیز بهره مند می شوند، در تربیت نیروی انسانی در خانواده نقش بسیار مهمی دارند. زیرا فرزندان بسیاری از توانایی ها و مفاهیم مانند نظم و انضباط، تعهد کاری، مسئولیت پذیری، شناخت مفهوم عشق الهی، اخلاق کاری را در خانه می آموزند، و جامعه محل ظهور و تجلی این خصلت ها می باشد و از این طریق نقش زنان و مادران آگاه و مسئول در توسعه نیروی انسانی و بهره وری صحیح از امکانات و نیروی انسانی در جامعه کتمان ناپذیر است و نقشهای دیگر مدیریتی، اقتصادی و آموزشی زنان و تأثیر هر کدام در توسعه کشور جای بحث و توضیح فراوان دارد.

اشتغال زنان، انگیزه، علل و پیامدها

کار و فعالیت در زندگی هر انسانی جوهره ی خودسازی اخلاقی و سلامت جسمانی است و می تواند در شرایطی پرورش دهنده شخصیت سالم نیز باشد، و براساس تأکیدات مکرر متون اخلاقی و تربیتی، بیکاری سرچشمه بسیاری از انحرافات خواهد بود. در این میان زنان نیز نیمی از افراد تشکیل دهنده هر جامعه بوده و از این کلیت خارج نیستند؛ بنابراین فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی به فراخور طبیعت و ظرفیت و توان زن و مرد می تواند بسیار مفید باشد. اما آنچه که باید در مورد اشتغال زنان در خارج از منزل با توجه به نقش های متفاوت خانوادگی او مدنظر قرار داد، این است که به وظایف مهم او که تربیت فرزند است آسیب وارد نشود و این بدان معنی نیست که در تقسیم سنتی وظایف والدین در منزل، مردان را از مهمترین وظیفه شان که مشارکت در امر تربیت فرزندان می باشد، مستثنی بدانیم. البته واضح است که به دلایل ویژگیهای خُلقی و خَلْقی زنان و ارتباط عاطفی و فیزیکی با فرزندان سهم بیشتری از این امرِ خطیر و سنگین را خداوند به عهده زنان گذارده است؛ اما نمی توان این واقعیت را انکار نمود که براساس تغییراتی که در ساختار فرهنگی اجتماعی جامعه ما رخ داده است، جامعه از توانایی و استعداد نیمی از نیروی شایسته و فعال کشور در پیشرفت اهداف والای خود باز بماند و زنان به این درخواست و نیاز جامعه و سایر اثرات مثبتی که بر فعالیتهای اجتماعی آنها مترتب است، پاسخ نگویند.

زنان در سطوح مختلف طبقاتی با انگیزه های یکسان وارد بازار کار نمی شوند. عده ای از آنها علی رغم اینکه از سطح پایینی از تحصیل و تخصص برخوردار هستند، صرفا به لحاظ مشکلات مالی و تأمین بخشی از نیازهای اقتصادی خانواده و فرزندان، وارد عرصه کار می شوند و این عده در انتخاب نوع کار نیز چندان تصمیم گیرنده نیستند و در صورتی که وضعیت مالی خانواده بهبود یابد، به سرعت انگیزه کار کردن را از دست می دهند و فعالیت خود را رها می کنند. اینگونه مشاغل که فقط با انگیزه صرفا مالی و عدم احساس رضایت از شغل بدون بازده فرهنگی و رشد شخصیتی انجام می شود، نه تنها موجب ارتقاء آگاهی نمی گردد، بلکه اطلاعات آنها بعنوان ابزاری برای اعمال مدیریت بهتر در خانواده و اجتماع نیز نمی شود، و به دلیل تعارضی که بین نقش مادری و اشتغال بیرون خانه پیش می آید، مادر را دچار مشکل می کند که کارگران زن عموما در این گروه قرار می گیرند و اینگونه زنان شاغل به علت اینکه از امکانات حمایتی مناسبی نیز در محیط کار خود برخوردار نیستند، ساعتهای زیادی بچه های خود را رها کرده و نسبت به تربیت آنها غافل می شوند. البته اشتغال به کار اینگونه زنان به آنها کمک می کند تا در تصمیم گیریها و امور اساسی خانواده و نظارت بر هزینه و بودجه خانواده تأثیرگذار باشند و از طریق توانا شدن زن در تصمیم گیریها و رشد شخصیت او، الگوی مناسبی از او برای فرزندانش می سازد. در بررسیهای به عمل آمده درخصوص نظرات مردم درباره انگیزه و اشتغال زنان بارزترین دلیل با فراوانی 81% کمک به تأمین اقتصاد خانواده مطرح شده است و 19% دیگر به اثراتی چون کمک به تربیت بهتر فرزند، افزایش سطح فرهنگ خانواده، تقویت روحیه اعتماد به نفس، استقلال اقتصادی و تأمین دوران از کارافتادگی و کهولت، پاسخگویی به نیازهای جامعه، ضرورت استفاده از پتانسیل فکری نیمی ازتوان فکری جامعه و... اشاره کرده اند.

البته نباید از این موضوع غافل شد که اشتغال و داشتن حرفه با کسب تحصیل و آموزش مهارتهای مختلف ملازمه تام دارد، لذا تحصیل و کسب تجربیات اجتماعی می تواند در نوع و شیوه تربیت کودکان مؤثر باشد و مادر با کسب آگاهیهای لازم، قدرت حل مشکلات تربیتی فرزندان و خانواده را پیدا می کند و فرزندانی تربیت می کند که بتوانند پاسخگوی نیازهای جامعه و نیازهای تحصیلی فرزند خود باشند. از سوی دیگر لازم است در تقسیم بندی مشاغل به فعالیتهایی که ماهیت آنان با ایفای وظایف مادری هماهنگ تر است، توجه نمود. و فعالیتهایی با ماهیت آموزشی، تحقیقاتی و فرهنگی را در اولویت قرار داد. از طرف دیگر در عصر کنونی به علت مشغله بیش از حد پدران و عدم ایفای نقش تربیتی آنان در رابطه با فرزندانشان و واگذاری این نقش به طور کامل به مادران ضروری است که مادر با مسلح کردن خود به اطلاعات و علم مادری، فن مادری و ممزوج کردن آنها با هنر مادری و سایر آگاهیهای اجتماعی و فرهنگی، پاسخگوی مجهولات ذهنی فرزندان بوده و هدایتگر خوبی برای آنان باشد که این مسأله لزوما مترادف با اشتغال خارج از منزل نیست و زنان خانه دار می توانند با برنامه ریزی و تقسیم بندی صحیحِ اوقات خود و تخصیص بخشی از آن به انجام مطالعه و کسب معارف مختلف فرزندان را در زمینه های آموزشی، اخلاقی و تربیتی یاری رسانند.

تحقیقات نشان می دهد زنانی که از کار کردن خود در بیرون از منزل احساس رضایت می کنند، در انجام وظایف مادری خود سعه صدر بیشتری دارند و در تجزیه و تحلیل مسایل و انتقال مفاهیم اجتماعی و تربیتی به فرزندان بهتر عمل می نمایند. زیرا زنان شاغل به دلیل حضور در صحنه های مختلف اجتماع و محیط کار روشهای برخورد با مسایل و مشکلات را تجربه کرده و آموزش دیده اند و قدرت انتخاب راههای سریعتر و منطقی تر در برخورد با مشکلات خانه و خانواده را دارند و زمینه امکان تبادل نظر و مشورت با دیگران را برای رسیدن به راه حلهای منطقی در خود به نحو قابل توجه ای ایجاد کرده اند.

انگیزه های دیگر اشتغال زنان عبارتند از:

1 در جامعه کم نیستند زنانی که با از دست دادن همسر خود به هر دلیل به تنهایی نه فقط وظایف مادرانه خود را به بهترین نحوه ممکن انجام می دهند، بلکه از عهده ایفای نقش پدر نیز در اداره خانواده به خوبی برآمده اند. کارنامه زندگی سخت و دشواری که این گروه از زنان داشته اند بهترین شاهد این نکته است که آنها به منظور کسب هویت اجتماعی و تأمین نیازهای خانواده و استیصال، مشقتِ کار در بیرون از خانه را برخود هموار ساخته اند و یا زنانی که ازدواج موفقی نداشته و تحت ظلم و آزار شوهر قرار دارند، به علت احساس عدم پشتوانه اقتصادی از طرف همسر و یا به دلیل متارکه قادر به تأمین زندگی نیستند و جامعه نیز از طریق سازمانهای مکمل پیش بینی حمایتهای لازم و کافی را از وی نمی کند، تلاش می کنند تا از طریق فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زندگی خود را درآینده بهبود بخشند.

2 نکته دیگر رابطه ای است که بین تحصیل و اشتغال وجود دارد نمی خواهیم بگوییم زنانی که تحصیلات عالیه دارند، حتما باید به کار در بیرون از خانه بپردازند تا تحصیلات آنها بی نتیجه نماند، آنچه مسلم است یک مادر تحصیل کرده در تربیت فرزندان خود در برابر مادران کم سواد و یا بی سواد از موفقیت چند برابر برخوردار خواهد بود و از آنجایی که مادر رکنِ رکین خانه و محور اصلی تربیت نسل آینده می باشد، اهتمام به تربیت مادران فاضل و آگاه امری مهم و ضروری است، و فرموده ی یکی از بزرگان مؤید این نکته است که «اگر به یک مرد علم بیاموزی تنها به یک فرد آگاهی داده ای، اما اگر زنی را علم آموختی در واقع به یک خانواده آگاهی بخشیده ای» ولی بهرحال زنان نمی توانند از تحصیلات و توان و تخصص خود، جامعه را بهره مند نسازند به همین دلیل می طلبد میدان برای بروز توانایی ها و استفاده از مهارت و تخصص آنها فراهم شود.

3 انگیزه عده ای دیگر از زنان در پرداختن به کار بیرون از منزل، نیازهای اجتماعی و پاسخ به این نیازها براساس درخواست جامعه می باشد. جامعه ای که رشد و تعالی انسانها و حفظ شخصیت و کرامت زن را مطرح نموده است، باید متوجه این نکته باشد که در بعضی از مشاغل که ضرورت استفاده از ارائه خدمات توسط خانمها احساس می شود برنامه ریزی کند و با تربیت و آموزش زنان متخصص، زمینه بهره مندی جامعه و خصوصا قشر زنان را از این نیروها فراهم گرداند.

مثلاً امروز بسیاری از زنان جامعه ترجیح می دهند برای درمان و یا تحصیل فرزندان خود به متخصصین زن مراجعه کنند و یا پس از انقلاب اسلامی با ایجاد مراکز آموزشی خاص دختران - با ضوابط صحیح اسلامی با موافقت چشمگیر خانواده حاصل شده است. پس لازمه ایجاد و اداره این مراکز، تربیت کادر آموزشی و اداری و درمانی متخصص از میان بانوان است، و زنان حضور خود را در این عرصه برای خود واجب کفایی می دانند و صرفا با نیت خدمت و رشد و تعالی جامعه و حفظ ارزشهای الهی پا به حوزه های مختلف فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی گذارده اند که این عده کم نیستند.

4 انگیزه های دیگری چون: درک بهتر مسایل جامعه، کسب موقعیت اجتماعی و رشد شخصیت، آموزش و کسب تخصص های لازم، مفید واقع شدن و اغنای حقیقی نیازهای روحی در ارتباط با انتقال تجربیات و دانسته های خود و کمک به اجتماع، تقویت روحیه اعتماد به نفس و ارتقاء سطح فرهنگ خانواده کمک به بهبود روشهای تربیتی فرزندان از طریق کاهش فشارهای روانی و احساس رضایت از حضور مفیدشان در اجتماع، بالا رفتن قدرت برنامه ریزی آنها در اداره زندگی و ایجاد محیط آرامتر توأم با نشاط برای فرزندان از جمله مواردی هستند که زنان را به صحنه های مختلف اجتماع می کشاند.

در پایان این قسمت یادآور می شویم برخلاف بعضی دیدگاهها که مطرح می کنند تلقی زنان از کارشان نوعی «تفریح و سرگرمی» و «عقب نماندن از قافله» و یا «پیدا کردن هویت تاریخی و اجتماعی» و «معاف شدن از فعالیتهای خانه داری» می باشد، اینگونه نیست، بلکه برحسب احساس تکلیفی که اکثر زنان شاغل در قبال خود، خانواده و اجتماع دارند، حداقل نیمی از روز را در بیرون از منزل پابه پای مردان به کار پرداخته و با ورود به منزل نیز با انبوهی از کار مواجه می شوند، در حالی که ساعات حضور مردان در خانه به عنوان ساعات استراحت آنها محسوب می شود (البته عده ای از مردان هم روحیه همکاری و تعاون در انجام کارهای منزل دارند) بنابراین عاقلانه به نظر نمی رسد، چنین بپنداریم که زنان شاغل صرفا برای آنکه ماندن در خانه برای آنها یکنواخت و عذاب آور شده است، بار مسؤولیت و مشکلات خود را دو برابر می کنند، حال آنکه فطرت زن بر انجام وظایف خانه داری و وظیفه ی خطیر و پرمسئولیت مادری استوار است و هیچ مادری نمی پسندد که پرداختن به مسایل اجتماعی باعث خدشه دار شدن وظیفه مادری و تربیت صحیح فرزندش گردد.

پیامدهای (مثبت و منفی) اشتغال

زنان شاغل با آموزشهایی که در محیط کار از نظر تقسیم مسئولیت و لزوم هماهنگی در انجام کار را در درون مجموعه خود برای به ثمر رسیدن و بازدهی بیشتر کار دیده اند، روحیه مسئولیت پذیری و تعاون و همکاری را در بین اعضاء خانواده خود تقویت می کنند که باعث ایجاد روابط دلپذیرتر در بین اعضای خانواده و رضایت مندی همه آنها در پذیرفتن بخشی از کار می شوند و اثرات آن به صورت غیرمستقیم در کسب مهارتها و تجربیات فرزندان در زندگی پدر و مادر فراهم شده و تجلی و ظهور و بروز آن در زندگی آینده شان خواهد بود.

پیامدهای مثبت اشتغال زنان

1 کاهش نرخ رشد جمعیت به لحاظ آگاهیهای فردی و اجتماعی زنان و محدود شدن تعداد افراد خانواده که منجر به افزایش سطح خدمات آموزشی، اقتصادی و تربیتی خانواده به فرزندان خواهد شد؛

2 افزایش آگاهی و بینش اجتماعی و نهایتا ایجاد روحیه اعتماد به نفس و استقلال فکری و روحی در زنان؛

3 شکوفایی استعداد و ابراز وجود به صورت مثبت، داشتن خودپنداری مثبت، رشد و پرورش شخصیت و رفع نیازهای روانی؛

4 کمک به جبران بخشی از هزینه های زندگی و تأثیر آن بر ارتقاء سطح بهداشت، آموزش و ... خانواده و استحکام یافتن خانواده از طریق تأمین نیازهای ضروری؛

5 تقویت روحیه مقاومت و اتکاء به خود در بین بچه ها و آماده سازی آنها برای جامعه و زندگی آینده خودشان؛

6 ارتقاء پایگاه حقوقی و حفظ منزلت زن به نحو قابل توجه؛

7 تقویت روحیه قناعت و پرهیز از تجمل گرایی، پوچ گرایی و اعمال فرهنگ قناعت و صرفه جویی؛

8 ارتقاء آگاهی نسبت به مسایل و مشکلات اجتماعی فرهنگی، سیاسی جامعه و ایجاد روحیه مشارکت جدی در رفع آنها در سطح خانواده و اجتماع؛

9 آشنایی بیشتر با روشهای ارتقاء بهره وری از امکانات مادی و معنوی خانواده و جامعه و نیز تلاش در جهت افزایش بهره وری؛

10 توانمند شدن زنان در کمک به حل مشکلات آموزشی، اخلاقی و تربیت فرزندان؛

11 ارتقاء توان مدیریت و ایجاد زمینه جهت اعمال آن در خانواده در تصمیم گیریهای اساسی خانواده؛

12 کمک به رشد و توسعه فرهنگی اجتماعی کشور از طریق تخصص و مهارتهای خود؛

13 استفاده از اوقات فراغت و جلوگیری از آسیب پذیری اجتماعی؛

14 تأمین اجتماعی زنان در مواقع بروز بحرانهای مختلف در سنین پیری، بیماری و ازکارافتادگی.

پیامدهای منفی اشتغال زنان

1 مشاغل تمام وقت و طولانی، فرصت ارتباط را با اعضاء خانواده کاهش داده و در سنین کودکی که فرزندان نیازمند ارتباطهای کلامی و حسی می باشند باعث بروز محرومیت های عاطفی و سوء تغذیه روانی می گردد، مگر آنکه این نقیصه را از طریق سازمانهای مکمل، نظیر مهدکودکهای نزدیک به محل کار و یا از طریق بستگان نزدیک نظیر مادربزرگها بتوان جبران نمود؛

2 گسترش اختلافات خانوادگی در صورت فقدان هماهنگی لازم بین زن و مرد و ایجاد عدم تعادل میان نوع شغل و مسؤولیتهای مادری و همسری؛

3 خستگی جسمی و روحی زنان شاغل بواسطه تلاش مضاعف آنان برای برآورده کردن انتظارات خانوادگی و اجتماعی؛

4 موضع گیری و حساس شدن زوجین نسبت به یکدیگر در منزل به علت فرو خوردن خشم ناشی از تبعات کار بیرون از منزل و کاهش توان و ظرفیت روحی و جسمی آنان؛

5 انعطاف ناپذیری اشتغال زن، عدم درک متقابل زن و مرد نسبت به حدود وظایف و مسئولیتهای یکدیگر، عدم روحیه ی تعاون و مسؤولیت پذیری در انجام امور و فقدان سازمانهای زیربنایی و مکمل که بتواند جانشین مادر شوند، کم ارزش قایل شدن برای نقش خطیر خانه داری و تربیت فرزندان و عدم توانایی زن در انجام توأمان کار بیرون و داخل خانه از جمله عواملی است که باید با برنامه ریزی دقیق از بروز عوارض ناشی از آن جلوگیری نمود.

علل رشد اشتغال زنان

( ریشه های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اشتغال زنان)

1 تا زمانی که اجتماع و خانواده در حالت سنتی و به دور از صنعت و زندگی پرهیاهوی ماشینی به زندگی خود ادامه می داد، مسأله اشتغال زنان به این صورت مطرح نبود و اشتغال زنان بیشتر بر پایه کشاورزی، دامپروری و کارهای تولیدی بود، در واقع خانواده، هم واحد تولیدی و هم نهاد اجتماعی محسوب می شد که البته امروز این نوع اشتغال صرفا مدنظر نیست.

2 کاهش و از بین رفتن خانواده های گسترده و رشد خانواده های هسته ای مرکب از دو رکن اصلی خانواده یعنی زن و شوهر و فرزندان، وجود خانواده های هسته ای و رشد روحیه استقلال طلبی زمینه اقبال زنان را به اشتغال بیشتر کرده است.

3 رابطه بین تحصیلات و اشتغال از اهمیت خاصی برخوردار است. در سالهای اخیر به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و زمینه و فضای امنی که زنان در پرتو آن می توانند به تحصیل بپردازند و نیز تشویق و ترغیب خانواده هایی که در گذشته از حضور دختران خود در مراکز دانشگاهی جلوگیری می کردند و نیز احساس مسئولیت دختران و زنان در علم اندوزی جهت انجام رسالتهای هرچه بهتر خانوادگی و اجتماعی و اعمال سیاستهای آموزشی نظام در گسترش مراکز آموزشی و دانشگاهی، نزدیک به نیمی از رشته های دانشگاهی را زنان به خود اختصاص داده اند، و زنان به دلیل برخورداری از این موهبت می خواهند در سنگرهای علمی فرهنگی بیشتر برای اجتماع خود مثمر ثمر باشند.

4 فقدان امنیت اجتماعی و کاری در زمان گذشته باعث شده بود مسئله تحصیل و در مجموع پروسه اجتماعی شدن زنان بعنوان یک گروه عظیم در هاله ای از ابهام فرو رود، در حالی که امروزه با تغییرات اساسی که در ساختار فرهنگی اجتماعی نظام بوجود آمده است، با اصلاح تدریجی نگرشهای فرهنگی نسبت به زنان، زنان تمایل دارند بعنوان عضوی فعال در صحنه های مختلف اجتماعی فعالیت داشته باشند، و از سوی دیگر موقعیت خود در اجتماع را تثبیت نمایند.

5 مسئله دیگر نیازهای جامعه اسلامی می باشد. با توجه به رشد و توسعه روزافزون جامعه و افزایش جمعیت انتظار می رود که زنان خصوصا در بعضی مشاغل نظیر معلمی، پرستاری، پزشکی، هنری تحصیل نمایند و به اینگونه کارها بپردازند و به خودکفایی جامعه زنان یاری رسانند. اینگونه مشاغل برای راه انداختن چرخهای اجتماعی و حاکمیت فرهنگ والای اسلامی و انسانی ضرورت حضور را برای زنان مطرح می کند.

6 در شرایط کنونی بالا رفتن هزینه زندگی و بالا رفتن سطح توقعات موجب گردیده تا صرفا تلاش و کار مردان علی الخصوص قشر کارمند تکافوی نیاز مادی خانواده را ننماید. در این گونه موارد زنان با انگیزه کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کار می شوند تا از این طریق زندگی بهتری را برای خانواده خود فراهم آورند.

در ادامه بحث، موضوعاتی چون موانع اشتغال زنان، تداخل نقش خانوادگی زن و اشتغال و اشتغال زنان ایرانی در آیینه آمار مورد بررسی قرار می گیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:13  توسط   |